رستارستا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

رستا

دو سالگیت

این چندمین تولد توست؟   و چندمین انبساط مجدد کائنات؟   این چندمین بارخلقت است؟   و چندمین انفجار سکوت؟   چندمین لبخند آفرینش؟   خورشید را چندمین بار است که میبینی؟   و عقربه های ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟   و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟   چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟   چندمین دم!؟   چندمین آن!؟   آه که تو چقدر خوشبختی!   و جهان چه پرغوغاست   که بینهایتمین تولد تو را جشن ...
29 بهمن 1393

20 و سه ماه

                           وقتی  فکر کنی فقط یکماه دیگر مانده تا دوسالگیت را جشن بگیریم شگفت زده میشوی که چقدر زود گذشت ... چقدر سریع می گذرند این لحظه ها ودقایق و روزها و ماهها ... بزرگ شدی ...به همین  سادگی ....بیست وسه ماهه شده ای عروسکم .... حرف زدنت شیرین وبامزه است  به جای میخوام یا بده می گی ای جا (اینجا) آ ب اینجا(آب میخوام)... پو لو اینجا (پلو میخوام، دخترک خوش اشتهای من هر قابلمه ای که رو گاز باشه همینو میگه صبح ظهر شب ... حتی وقتی تازه از پای غذا خوردن بلند شده باشه ).. آ ...
30 دی 1393

مامان کجایی پس س س س ؟؟؟؟؟؟

مامان هیچ معلومه کجایی ؟ کم کم داره دو سالم میشه ها ااا  !!!!  چشم بهم بذاری این یکماهم گذشته میدونی چند وقته نمی یای سری به من و این وبلاگ بزنی  1-اسباب کشی کردیم کلی تو اسباب کشی کمک کردم  بجای یکماه کار تخلیه خونه و تحویلش دوماه طول کشید دیدی ؟؟؟ (همش به خاطر من و کمک هام بود دیگه !!) 2 - اومدیم تو یه شهر دیگه زندگی میکنیم که خودش خیلی اتفاق بزرگیه خونه جدید اتاق جدید آدمای جدید ... 3 - واکسن هجده ماهگیم رو یه جای جدید زدم اوخخخخخخ  جاش درد میکنه بوسسس کن خوب شه مامان  " ای جا " 4-حرف میزنم در حد المپیک فقط نمیدونم چرا همه آدما بعد از حرف زدنم برمیگردند به تو و میگند : چی میگه ؟این...
19 دی 1393

20 ودو ماه

مثل یک خواب می ماند نمی گویم کابوس عسلم می گویم خواب ! لحظه های خوب هم بوده آخر !!! این ماهها را می گویم این روزها را ،اردیبهشت تا آذر را ،  فاصله پانزده تا بیست و دو !!! هفت ماه گذشته را ... هفت ماه !!!!هفت ؟؟؟ عجب چه زود گذشت !!!!گرچه اگر برگردم به اردیبهشت وآن روزهای خوبی که آخرین مطلب وبلاگت بود روزهایی که به من و تو خوش گذشت اگر برگردم به ان روزها شاید عوض میکردم  این تصمیم بزرگی که گرفتم و پدر را هم قانع کردم که بزرگترین تحول زندگیش را تجربه کند شاید جور دیگری ، راه دیگری ، تصمیم دیگری ،شاید مسیر دیگری بر میگزیدیم ...که البته انموقع نبود... دیگر چاره ای ،راه دیگری به نظرمان نمی رسید ... بگذریم به امید ...
30 آذر 1393

یک زندگی متفاوت

اردی بهشت همیشه ماهی متفاوت از بقیه ماههاست نه اینکه ماه تولدم باشد که برایم اینقدر ارزش دارد نه فقط این نیست ماه گل و بهشت است گل محمدی ...ماه هوای خوب ... روزهای خوب ... برای من همیشه این ماه پراز روزهای خوب و خاطرات خوب است کاش برای تو هم همین باشد اردی بهشت 93 برای تو تجربه ای متفاوت بود که فکر میکنم خیلی دوستش داشتی این یک گزارش مصور است از تو و اردیبهشت ... این بار یک همسفر داشتیم وقتی چشمانت را باز کردی ودیدی خانم جون کنارت نشسته چقدر خوشحال شدی وحال کردی, خیلی دوستشون داری آخه !!! نوع رفتار تو با خانم جون باعث تعجب هممون میشه جوری که میری نزدیکشون سرت رو خم میکنی کنار صورتشون و بلند بلند باهاشون حرف میزنی: د...
15 خرداد 1393

نوش جان

تورو خدا موهاتو ببین با سس یکیش کردی تازه از حمام اومدی بعد از امروز موقع غذای بعد از حمام اینطوری شدی تا حداقل یکی دوساعت تمیز بمونی       عاشق سالاد شیرازی و ماستی و حتما باید کنار غذات باشه            این عکسها بدون توضیح و باعجله گذاشته شده به خاطر دوستای گل نی نی سایتی بعدا بقیه عکسات رو با توضیح و تاریخ میذارم شاهکارات ثبت بشه دخترک خوش غذای من  ...
4 ارديبهشت 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رستا می باشد